
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
ای حُـسـن تو تـمـامیِ حُـسنِ خـدای تو یوسف بُوَد ز حُسن و ملاحت گدای تو اسم است چون دلیل مُسمّی، خدا از آن کرد انـتخـاب، نـام حـسـن را برای تو ای گوشوار عرش الهی که بوده است دوش رسـول و دامن زهـرای جای تو آنسان که ماه میکند از مِهر کسب نور خـورشید کسب نور کـند از ضیای تو ذاتـت چـو هـسـت آیـنـۀ ذات سـرمـدی حُسن است و لطف و عاطفه، سر تا به پای تو بوسید مصطفی لب و رویت از آن که دید کـوثـر، دهـانِ نوُشَت و جـنت لقای تو عبد خدا تویی که به محراب و در نماز لرزان شود ز هیبت حق عضوهای تو افراشـتی چو رایت صلح ای ولی حق رونق گـرفت شرع مـبین در لـوای تو صُلحت که چون قیام حسین است با اثر افــزود در بـرابـر عــالــم، بـهــای تـو در هم شکست قدرت طغیان خصم را ای نور چشم فاطمه صلح و صفای تو هر نقشهای که ریخت معاویه از عِـناد شد بیاثر ز خُلق خوش و حُسن رای تو از آنـچـه آفــتــاب بـتـابـد بـر آن مــدام بـاشـد فـزون، فـوایـد صـلـح بجـای تو بهر رضای حق چو گذشتی ز حق خویش تـوأم بُـوَد رضـای خـدا با رضـای تـو محـفوظ مانْد خوبِ محـبان ز رحـمتت حـلـم تـو بـود رحـمـت بیمـنـتـهای تو در مـجـلـس منـاظـره تـنهـا قـدم نـهـی زیرا که نیست جـز به خـدا اتّـکـای تو معنای صد قیام به صلح تو مُضمَر است این نکته یافت میشود از گـفتههای تو پیش تو آمدم به گـدایی که روز و شب بـاز است بر هـمه درِ دولـتسـرای تو دارم امــیـد بـوسـۀ قـبـر تـو در بـقـیـع حـاشـا که نا امـیـد شـوم از عـطای تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
جهانی نانخور است از سفرۀ سرشار احسانت به گندمزارها از بسکه برکت میدهد نانت تویی آنکس که وقت ظهر لهله میزند خورشید بیـاسـاید دمی در سـایهسار امن ایـوانت کسادی را ببر از حجرۀ تقدیر، لب وا کن شروع قسمت رزق است بسم الله رحمانت بریز از کیسۀ انعام خود ارزن به این سوها که برچینیم ما هم دانهای از لطف دستانت حسودی میکند دنیای لب از گفتگو بسته به گنجشکان خوشآواز بر روی درختانت حسن یعنی که هرکس، هر زمان، در هر کجا باشد نصیبی میبـرد از خیل اکرام فـراوانت بیا و کاسۀ جان مرا هم از کرم پُـر کـن گدا آورده دست خالیاش را سوی دامانت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ سیدالشهدا و امام مجتبی علیهم السلام
ذات حق است فقط قدر و بهای حَسَنِین راه قربِ به خدا چیست؟ لـقـای حَسَنِین در حـسـیـنـیـه مـوحّـد شـدنـم کـامل شد بنـدهام، سجـده کنم رو به خدای حَسَنِین آبـرودار شدن، ماحَـصـَلِ نوکری است هست، عزت همهاش تحت لوای حَسَنِین فـاطـمـه بی بـرو بـرگـرد تـلافی بکـنـد هر کـسی کارِ کـمی کـرد برای حَسَنِین کـیـمـیا میشود از خـیرِ مجـاور شدنش گَردِ خاکی که نـشـیند به سرای حَسَنِین اینکه در سلـسلۀ سینـهزنان، سینه زدیم بوده تـأثـیـر منـاجـات و دعـای حَـسَنِین ذکر مادر پدرم نام حسین است و حسن جـان مـادر پـدرم هـم به فـدای حَـسَنِین نذر کردم بروم ماه صفر، صحن نجف تا کنم طـوفِ عـلی بهر رضای حَسَنِین اربــعــیـن پـای پــیــاده، حــرم ثــارالله کاش دسـتم بـرسد تـذکـرههای حَـسـَنِین دل من لک زده تا زائر ششگوشه شود دستِ خالی من و لطف و عطای حَسَنِین بارها گفت نبی: این دو پسر جان منـند این همه ظـلـم نبـودهست سزای حَسَنِین هر دو آقای مرا تـشـنه به مـقـتل بردند کاش امسال بـمـیرم به عـزای حَـسـَنِین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
رحمت، دوباره با تو به دلها مقـیم شد از یُمن مـقدمت رمـضـان هم کریم شد از لطف تو بهشتِ بَرین نیز بهـره برد آقـای آن شـدی و بـهـشـتِ نـعـیــم شــد دلـدادگی ما به تو از قـبل خـلـقت است مهـرِ تـو صـاحـبِ دلِ مـا از قـدـیم شد افـسـوس، زائـرانِ تو تـنـهـا کـبـوتـرند افسوس، روضهخوانِ حریمت نسیم شد اما بدونِ شک به دعـایِ تو بوده که... تهران، حـریمِ حضرت عبدالعـظیم شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
میشناسد چون گدا را از خودش بهتر کریم پیش خود دارد همیشه کیسهای از زر کریم در تمام شهر، لطفش سفرهداری میکند شعبه دارد بر سر هرکوچه و معبر کریم نه بگویی بخشش او شامل هر آشناست! به غریبه بیشتر دادهست بال و پر کریم بسکه بر روی گدایان باز بوده روز و شب گوییا اصلا ندارد خانهاش هم "در" کریم سائل از این خانه دستِ پُر به منزل میرود بی نیازش میکند از هر کسِ دیگر کریم "با کریمان کارها دشوار نه دشوار نیست" کار ما بیچـارهها افـتاده امشب بر کریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
بر کویر سفرههای سائلان، باران تویی رحمت بی انـتهـای حـضرت منّان تویی آنکه بوده خاندانش از ازل مسکین، منم آنکه بوده خاندانش از ازل سلطان، تویی جود و احسان تو را نازم که بین خانهات سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود اولین نامی که هر کس میکند عنوان تویی ظاهرت هرگز ز مسکین بهتر و برتر نبود آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان، تویی پاسخت بر ناسـزای دشـمنت لبـخـند بود خیرخواهِ مهـربانِ خیلِ بدخـواهان تویی شیر مِیدانی که با یک ضربه در جنگ جمل آن شتربان را زمین انداخت از کوهان، تویی صلح تو فرقی ندارد با نبردت در جمل اتحـاد کـامـل آرامـش و طـوفـان تـویـی یک نفر فهـمیده باشد درد زهرا را اگر آن توهستی! آن توهستی! آن توهستی! آن تویی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
ای آنکه جـلـوهای ز جـمال خدا تویی فرزند فـاطـمـه، حـسن مـجـتـبی تویی پور بتول و سبط نـبی، فـخر کـائـنات نور و سرور چشم و دل مرتضی تویی حُسنت چنان شبیه پـیـمـبر بُوَد که من در حیرتم از اینکه مگر مصطفی تویی بعد از علی به مَسند حق بهر مسلمین رهـبر تویی، امـام تویی، پیـشوا تویی هنگام رزم، همچو عـلی تـیغ میزنی هنگام صلح، مظهر صلح و صفا تویی در راه پـاسـداری قـرآن ز دست خلق آنکس که خورده خونِ جگر سالها تویی آن قهـرمان که با همۀ قدرت از عـدو بهـر خـدا شـنـیـده بـسی نـاسـزا تـویی در بحـر پُـر تـلاطـم طـوفان حادثـات در کـشـتـی نـجـات بـشر نا خـدا تویی شد صلـح تو مـقـدمـۀ نهـضت حـسین بـنـیـانـگـذار واقـعــۀ کــربــلا تــویـی مولا در این محیط پُر از بیم و اضطراب ما را به سـوی دین خـدا رهـنما تویی «خسرو» به غیر درگه تو رو کجا کند؟ ای آنکه با ضـمـیـر هـمه آشـنـا تویی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
گـسـتـردهانـد ســفــرۀ دارالـنــعــیــم را ســوزانــدهانـد شـعـلـۀ داغ جـحــیـم را کوثر به جوش آمد و دریا خروش کرد با خـویش بُرد طـعـنۀ تـلـخ عـقـیـم را! با هر حـسن حـسن، حـسـناتم زیـاد شد طوری که مـحـو کـرده تـمـام بـدیـم را از «من» الی «تو» در رمضان الکریمها بـگـشـودهانـد صَـد طـرق مـسـتـقـیم را گـویـی بـرای بــودن هــم آفــریــده انـد دسـت مـن و عــبــای امــام کــریـم را بر روی شـانـههای پیـمـبـر کـشـیـدهای تـصویـر شـاعـرانـۀ سـیـب دو نـیـم را شیعه بدون لطف امامش شکـستنیست آقای مـهـربـان...! پـدری کن یـتـیـم را ما با توأیم؛ با تو وَ سـوگـند میخـوریم در روز حشر هم به تو پیوند میخوریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
اگرچه گـرد نشـسـته به دامن حـرمش ستـاره میشکـفـد از غـبار هر قـدمش نسیم میرود از صحن او به سوی بهشت که عطر فاطمه دارد نسیم صبحدمـش حسن کلام بزرگیست، فهم ناقـص ما چه درک میکند از جایگاه محترمش! کـسی که دامن او را گـرفـتـه میدانـد امید میچـکـد از دستهای با کـرمش به نام فـاطـمه پیـونـد خورده نام حسن به داغ فاطمه پیوند خورده است غمش خیال کرده حرم را خراب کرده، بگو: بیا ببـین که دل شیـعـیان شده حـرمش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
خـدا به آل عـلی انـحـصار بـخـشـیده هرآنچه داشـته براین تـبـار بخـشـیده طفـیل فـاطمه بودهست خـلقـت عـالـم خدا به سفـرۀ خود سفـرهدار بخـشیده اگرچه عـادت این خـانـواده است اما حـسن به نـام کـرم اعـتـبار بخـشـیـده گدا به نـزد حسن رفـته شاه برگـشـته کـریم از کـرمـش بیشمار بخـشـیـده جهان به چشم ندیـده کـریم مثل حسن تمام زنـدگیاش را سـهبـار بخـشـیـده شکسته باد دهـانی که حرف ذلت زد به شیعه صلح حسن افـتخار بخـشیده چو ذوالفقار بُرندهست صلح سبز حسن به تیغ سرخ حـسین اقـتـدار بخـشـیده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
ماه پشت ابرهای تار، دستش بسته نیست موج یعنی حیدر کرار دستش بسته نیست آسمانی از کـرامـت دارد این مـاه تـمام ماه من در موقع افطار دستش بسته نیست صلح یعنی کربلا زیر سکوتش جاری است رود اگر رود است در شنزار دستش بسته نیست صلح یعنی رهبر بی یار دستش بسته است کربلا یعنی که پرچمدار دستش بسته نیست ای شهیدان مرحـبا از برکت خـون شما این زمان تنهاترین سردار دستش بسته نیست صبح فردایی امامم حی ّو حاضر میرسد برخلاف عهد ما این بار دستش بسته نیست مینـویـسد آیـههای عـشق را دور بقـیع آن زمان استاد کاشیکار دستش بسته نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
امشب که فرشتگان سخن میگویند گویا سخـن از زبـان من میگـویند ذکر لـبـشـان شنـیـدنیتر شده است در ارض و سما حسن حسن میگویند ************ خـاک قـدمـش شــمـیـم جـنـت دارد در هر نـفـسـش عـطر اجابت دارد اعجاز محـمدیست در چـشـمانـش از بس که به جد خود شباهت دارد ************ ای زمـزمه صبـح و نـسیم ادرکنی آئـیـنـه رحـمـان و رحـیـم ادرکـنـی ای در کـرم و سـخـاوت و آقــایـی بی خـاتـمـه، ایـهـا الکـریم ادرکنی ************ مـانـنـد عـلی لحـن فـصیـحی داری در چـهـره خود نـور ملیحی داری آقـــا حـــرم الله شـــده دلهــامـــان در هر دل بی تاب ضریحی داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
یک شهر چشیده همه طعم رطبش را دیـدنـد یتـیـمان عـرب تاب و تبـش را از بخـشـش دستان کـریمش چه بگویم خورشید گرفتهست از او نان شبش را نان و نمک سـفـرۀ او چـشـمبـهراهانـد تا بـاز کـنـد لـحـظـۀ افـطـار لـبـش را آنقـدر کـریـمـانه کـرم کرده که سائل یک عمر نهان داشته دست طلبـش را دریـای کـرم جـوهـر تـوصـیف ندارد با این قـلـم گـنگ چگونه لقبش را...؟ او مرد قیام است که در اوج سکوتش با صلح نشان داده به عالم غضبش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
آسمان را پهن میکردی به هنگـام نماز تا که باشد کهکشان با خاک پایت همتراز دستهایت سفرهای بود از سخاوت بیشتر میپذیرفتی جهان را روز و شب با روی باز کوهی و توهین جمعی سنگریزه هیچ نیست ای مُعزّ المؤمنین! ای تا قیامت سرفراز! قطره قطره میچکید از چشمت اقیانوسها آنقَدَر که داشتی در سجدهات سوز و گداز با وضو پشت سرت میایـسـتادند ابرها هر زمان دنیا تو را میدید در راز و نیاز گوشهای از سفرهات همواره میآمد بهشت ای که بودی مثل آغوش خدا مهماننواز وای بر آن حس تاریکی که یک شب بیهوا گنبد خورشید را برداشت از خاک حجاز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
ای شکوه کهکشانها پیشِ چشمانت حقیر روح خنجر خوردهام را از شب مطلق بگیر رشکِ مرغان رها در باد شد پرواز من تا شدم در تار و پود خلعت عشقت اسیر طرح لبخند غیورت مثل باران مهربان جنگلِ سبز حـضورت مثل دریا دلـپذیر کوچهکوچه هفت شهر عاشقی را گشتهام مثل تو پیدا نکردم ای شگـفتِ بینـظیر ای کـریـمِ آسـمـانـی بـا نـگـاهِ روشـنـت سكهٔ مهتاب را دادی به شبهای فقـیر!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
مینویسم "یا حسن"، حُسنِ ختامش با خودت بر لبم ذکر تو را دارم، دوامش با خودت لحظههای عُمر خود را میسپارم دست تو از سلام زندگی تا والسلامـش با خودت از ادب دور است نزدت دست خالی آمدن زخـم آوردم برایت، التـیـامش با خودت باز هـم بال خـیـالم تا بـقـیعات پَـر کشید من کبوتر میشوم یک روز، بامش با خودت سر به دامان تو خواهم داشت یا زانوی غم؟ اینکه باشد لحظۀ مرگم کدامش، با خودت! از کریمان کم طلب کردن که کفرِ نعمت است حاجتم را هم که میدانی، تمامش با خودت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شکـر خـدا که بـا غـمتـان آشـنـا شـدیم از شـیـعـیـان عــاشـق آل عـبـا شــدیـم مـدیـون این مـحـبت بیمـنـتـهـا شـدیـم با لطـف پـادشـاه بـر این در گـدا شدیم دنیا بـدون نـور عـلی در سیاهی است کـار گـدای کـوی عـلی پادشاهی است آنهـا سـفـیـنـههـای نـجـات شـریـعـتـنـد طفلان قـومـشان همه پـیـر طریـقـنـتـد صاحب لوای عرصه حق و حـقـیقـتند لحظه به لحظه سوی خدا در عزیمـتند ما از قـدیـم شـامـل احـسـانـشـان شدیم عاشق شدیم و دست به دامانشان شدیم جبریل کیست؟ خادم و دربان اهل بیت ما کـیـسـتـیـم؟ تـشـنـه بـاران اهل بیت از نـسل باشـرافـت سـلـمـان اهـل بیت هر کس دخیل بست به دامان اهل بیت حـاجـترواتـرین غـزل این کـتاب شد یـعـنـی که ذرّه بـود ولـی آفـتــاب شـد این شعر پاک ذرهای از لطف مجتبیست عالم فدای مرحـمت پور مرتـضیست تصویری از جمال دلانگیز مصطفیست دست کریم اوست که مشکلگشای ماست تو جـان پـاک فـاطـمـهای مـاه پـنج تن هـستم گـدای سـفـره لـطف تو یا حسن قد قامت قـیام تو بیشک قـیـامت است صلح و تو اوج غیرت و عین شجاعت است اسـرار تـو به سـیـنه شـاه ولایت است صبر تو آیتیست که سرّ امـامت است خـون گـریه کردهایم برای تو یا حسن پس سـیـنه میزنـیم به پای تو یا حسن سـر تـا به پـای تو اخـلاص در عـمـل طـعـم اطـاعـتت شده اهـلا من العـسـل ای شـیر ذولـفـقـار به دست شب جمل این ضرب شصت توست ندارد دگر مثل از هول حملهات همه گـشـتـند بیقرار از تـیـغ آبـدار تـو لا یــمـکـن الـفــرار فـتـح جـمـل که بـیدم مـولا نـمیشـود بیدست مـجـتـبی گـرهای وا نـمیشود قـطره حـریف وسـعـت دریـا نمیشود یعـنی که هـیچ کس یل زهـرا نمیشود در چهرهات تلاءلویی از نور فاطمه است سردار سروران عرب پور فاطمه است تا دسـت رد به سـیـنـه نـامـردهـا زدی از خـود پـلی به مـقـصد کـربـبلا زدی در وقت جـنگ شیرخدا را صدا زدی بـا تـیـع پـای آن شـتــر سـرخ را زدی مانند ضربهای که عـلی زد به عـبدود گفت است آفرین به تو جـبریل بیعدد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
هر کسی سورهٔ حُسن از لب ما نشنیدهست «بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیدهست» هر کسی هست دل از دست ندادهست هنوز صوت قـرآن مسیـحـای مرا نشنیدهست زیر این گـنـبد دوّار کـسی از دو لـبـش جز صدای سخن عشق صدا نشنیدهست طعنه و زخم زبان هر چه هم از هرکه شنید ولی از او احـدی غیر دعـا نشـنیدهست دو سه باری همۀ زندگیاش را بخـشید در این خانه کسی چون و چرا نشنیدهست «ندهد فرصت گـفـتار به محـتاج کـریم گوش این طایـفه آواز گـدا نشنیدهست»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
درخـتهـای اُمـیـدیـم، از دیـار حـسـن پُر از شکـوفۀ عـشـقـیم در بهار حسن به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست! رسـیده اسـت لـبِ ما به جـویبار حسن به دخـل کاسـبیام برکـتی فـراوان داد از آن زمـان که شدم خـادم تـبار حسن همین دو لقمۀ نان را حسن به ما بخشید گرفته سفرۀ ما رنگ از اعـتبار حسن کـریـم بـودنِ او قـابـلِ محـاسـبه نیست کجا تـرازوی ما و کجا عـیار حـسن؟! کدام شاه نشـسـته است با جـذامیهـا؟! بـلـند میشـوم از جا به افـتخـار حـسن بنازمش که چنان شیر از جمل برگشت چه کرد در دل آن فتنه، ذوالفقارِ حسن من از طـفـولـیـتـم عـاشق دو شاه شدم منـم دچـار حـسـین و منم دچـار حسن در اربعین حسینی، حسن جلودار است قـدم زدم هـمـۀ جـاده را کـنـار حـسـن عمودِ یکصد و هجده، بهشتِ مشّایه است خدا رسانده خودش را سرِ قرار حسن حسین با همۀ دلرُباییاش، حـسنیست ببین دل از همه بُردن شده است کار حسن خیالـبافی من صحـنسازیِ حسن است شـبـیه مشهـد ما میشـود مـزار حـسن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
از شهر من تا شهر تو راهی دراز است اما تو را میبیند آن چشمی که باز است در عکسها دیدم مزارت را و عمریست شمعی به یادت در دلم در سوز و ساز است از هـر غـریـب و آشـنـا پـرسـیـدم از تو گفتند بیش از هر کسی مهماننواز است مردی که زانو زد جمل با ضرب تیغش میلـرزد آن وقتی که هـنگـام نماز است در بـاد، بـیــرقهـای خــونـیـن مــحــرم در امـتـداد پـرچـمـت در اهـتـزاز اسـت تنهـاییات، تنهـاییات، تنهـاییات، مرد! بیـش از تمام دردهـایت جـانـگـداز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
مینویسم "یا حسن"، حُسنِ ختامش با خودت بر لبم ذکر تو را دارم، دوامش با خودت لحظههای عُمر خود را میسپارم دست تو از سلام زندگی تا والـسلامش با خودت از ادب دور است نزدت دست خالی آمدن زخم آوردم برایت، التـیـامـش با خودت باز هم بال خـیـالم تا بـقـیعات پَـر کـشید من کبوتر میشوم یک روز، بامش با خودت سر به دامان تو خواهم داشت یا زانوی غم؟ اینکه باشد لحظۀ مرگم کدامش، با خودت! از کریمان کم طلب کردن که کفرِ نعمت است حاجتم را هم که میدانی، تمامش با خودت
: امتیاز
|